ما انسانها اگر دچار هر بیماری خاصی شویم در ابتدا ممکن است رفتارهایی از خود نشان دهیم و زمانی که اطرافیان ما متوجه مشکل یا بیماری ما شوند هم ممکن است رفتار کنند و یا حرفی بزنند که ما را خشمگین و یا ناامید کنند مقاله زیر به شما کمک میکند که اگر دچار دیابت شدید این نشانهها و رفتارها را بشناسید و برای مواجهه با آنها آمادگی داشته باشید.
آشنایی با مراحل مواجه با دیابت:
افراد دیابتی و خانواده هایشان پس از ابتلا به دیابت معمولا دچار احساساتی منفی میشوند و رفتارهایی از خود نشان میدهند که از آن به عنوان مراحل مواجهه با دیابت از آن نام برده میشود. این مراحل عبارتند از:
مرحله اول: شوک یا ضربه روانی
وقتی پس از مراجعه به پزشک و انجام معاینه و آزمایش قند خون و دیدن نشانه های دیابت در شما، او به شما و خانوادهتان میگوید: که شما مبتلا به دیابت شدید. شما بلافاصله میگویید “چی؟” من دیابت گرفتم؟!!! یا همینطور خانواده شما با حالتی بهت زده به او میگویند” چی؟” فرزند ، پدر یا مادر یا همسر من دیابت گرفته است؟!!
مرحله دوم: انکار
در این مرحله فرد، پس از اینکه متوجه شد که دیابت دارد بلافاصله به پزشک و اطرافیانشان میگویند: “(نه من دیابت ندارم! حتماً اشتباه شده!!! حالا یکبار قند خونم بالا رفته، مطمئن باشید اگر یکبار دیگر آزمایش بدهم مشخص میشود که من دیابتی نیستم!!! دکتر لطفا یکبار دیگر علایم دیابت را بگویید، نه من فقط گاهی و بعضی از این علامتها را دارم مثلاً تشنه میشوم اما نه خیلی زیاد و… خانواده اش نیز اغلب همین جملات را میگویند و برایشان سخت است بپذیرند که عزیزشان دچار دیابت شده است .
مرحله سوم: خشم
در این مرحله اغلب افراد پس از اینکه دچار دیابت میشوند آن را نمی پذیرند و بسیار خشمگین میشوند زیرا این خشم واکنشی است طبیعی به اتفاقات اما نحوه برخورد ما با اتفاقی که باعث خشمگین شدن ما شده است بستگی به دانش و مهارت ما در برخورد با حوادث، مشکلات و… دارد. افراد و خانواده هایشان در این مرحله مدام میگویند: چرا از بین 8 میلیارد آدم من باید دیابت بگیرم؟ چرا بچه، همسر، پدر و مادر و… من باید دیابت بگیرد؟ و…
مرحله چهارم: احساس گناه
در این مرحله فرد و خانوادهاش فکر میکنند دلیل ابتلا به دیابت مجازات گناهانی است که آنها در گذشته مرتکب شدهاند و با خود میگویند: حتماً گناهی کردم؟ خدایا من چه گناهی کردم که بچهام دیابت بگیره؟؟
مرحله پنجم: ترس و استرس ابتلا به دیابت
در این مرحله فرد دیابتی و خانواده اش دچار نگرانی، ترس و استرس ابتلا به دیابت و عوارض آن میشوند و مدام از پزشک یا دیگران میپرسند که”دیابت چی است؟ اگه دیابت بگیری چه تاثیری روی بدن و زندگیات میگذارد؟ اگر قند خونم خیلی بالا یا پایین برود چه اتفاقی برایم میافتد و چه کارکنم؟”
مرحله ششم: پذیرش
در این مرحله افراد دیابتی و خانوادهشان دیگر میپذیرند که دیابت دارند و دو راه در پیش روی خود دارند که عبارتند از:
1- بی توجهی: فرد از همان ابتدا نسبت به رعایت پایه های درمان بی تفاوت است و آنها را رعایت نمیکند. مثلا فرد دیابتی میگوید:” من چیزیم نیست فقط کمی قند خونم بالاست؟ رعایت هم نکنم چیزی نمیشه، چرا الان به خودم سختی بدم الان مهم نه آینده، از کجا معلوم چند سال دیگه زنده باشم!!! یا خانواده فرد میگوید تو هیچیت نیست؟ نمیخواد به خودت سخت بگیری و قند خون تو کنترل کنی و ….
متاسفانه فرد بدلیل بی توجهی نسبت به دیابت دچار عوارض دیابت و به دنبال آن انزوا و افسردگی بدلیل کاهش کیفیت زندگی و وابسته شدن به دیگران میشوند.
2- سازگاری با دیابت: افرادی که بعد از پذیرش دیابت این راه را انتخاب میکنند در اسرع وقت در کلاسهای آموزش دیابت در انجمن دیابت ثبتنام میکنند و با رعایت پایههای درمان دیابت زندگی سالم و شادی را در کنار عزیزانشان تجربه میکنند.
بنابراین لازم است بدانیم که ما انسانها به دلایلی بیمار میشویم اما بهتر است بجای انکار یا بیتوجهی و… آن را بپذیریم و به کمک تیم درمان با بیماری خود سازگار شویم و توصیههای درمانی را انجام دهیم تا بتوانیم بیماری خود را کنترل کنیم.


































