این مجموعه مشکلات و نیازهای رایج در حوزه ­ی روانشناسی را به زبانی ساده و خلاصه به همراه نکات کاربردی برای کلیه مردم عزیز کشورمان تالیف شده است.

این مجموعه برای شناخت و اصلاح افکار منفی و مزاحم در موضوع های مختلفی مثل بیماری ها، کاهش وزن، ترس از یادگیری زبان خارجی، تربیت فرزند، خود کشی، مسایل جنسی و… تالیف گردیده است.

این مجموعه شامل کتاب هایی است که راهنمای آموزش بیماری دیابت به آموزشگران دیابتی، آموزش مدیریت دیابت با ورزش به بیماران دیابتی و راهنمای روان درمانی به صورت جلسه به جلسه برای دانشجویان و دانش آموختگان رشته های روانشناسی و روان­پزشکی است.

انواع تفکر اشتباه در افراد دیابتی   

آرون بک و همکارانش عنوان کردند که شیوه تفکر اشتباه یا تحریفات شناختی موجب می­شوند تا  فرد در برابر اتفاقات زندگی­اش خود را یک قربانی ببیند و بجای مقابله با مشکلات از آنها اجتناب کند یا تسلیم شود و اینکه در وی احساس ناامیدی، غمگینی، ناراحتی، نارضایتی و استرس بیشتری ایجاد می­کنند و مانند ویروس کامپیوتر ذهن شما را مختل ­کنند. ما در این مقاله شما را با مهمترین افکار اشتباهی که افراد دیابتی دارند آشنا می­کنیم. این افکار اشتباه عبارتند از:

افتکار اشتباه افراد مبتلا به دیابت

  1- تفکر سیاه و سفید (همه یا هیچ): در نظر این افراد همه چیز یا عالی است یا بد، در نظر آنها دیگران یا موفق و خوب هستند یا بد و ناموفق. اینگونه افراد حد وسط و تعادل را در نظر نمی­گیرند و طرز تفکر آنها بصورت افراط و تفریط است و همه چیز را سیاه یا سفید می­بینند و خاکستری را نمی­بینند. به جای اینکه حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنند، آنها اتفاقات و موضوعات مختلف را بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می­کنند نه آنچه هستند، بنابراین ناراحت و عصبانی می­شوند مانند:  قند خونم در ناشتا باید 100 و دو ساعت بعد باید 140 باشد و گرنه قند خونم کنترل نیست.

   2- بیش ازحد باید و نباید گفتن: این افراد در ابتدای جملاتشان از باید نباید استفاده می­کنند و بخاطر فشار زیادی که به خود می­آورند بیشتر اوقات از اینکه به اهداف و خواسته­هایشان نمی­رسند عصبانی می­شوند مانند: من باید بین افراد دیابتی در کنترل قند خون بهترین و نفر اول باشم و از همه چیز دیابت باید آگاهی کامل داشته باشم و نباید هیچ اشتباهی در کنترل قند خونم مرتکب شوم.

   3- فاجعه سازی: این افراد یک اتفاق کوچک و پیش پا افتاده­ای را بیش از حد وحشتناک و بزرگ جلوه می­دهند و آن را بسیار فاجعه آمیز و بد پیش­بینی می­کنند یا اصطلاحاً از کاه کوه می­سازند و به همین دلیل بیشتر اوقات پرتنش و عصبانی هستند مانند: وقتی فرد قند خونش بالا می­رود با خود می­گوید:  حالا که قند خونم امروز بالاست حتماً به قلب و کلیه­ام آسیب می­زند بعد از دیالیزی شدن، سکته قلبی می­کنم و می­میرم یا وقتی فرد به دیابت مبتلا می­شود با خود می­گوید:  اگر خانواده همسرم بفهمند من دیابت دارم فکر می­کنند که من نمی­توانم همسر خوبی برایش باشم و سر بار او خواهم شد و به فکر این می­افتند که برای او همسری که دیابت ندارد بگیرند و من تنها و بی­کس خواهم شد.

  4- ربط دادن بیش ازحد: این افراد بر اساس یک یا دو مورد از یک اتفاق، آن را به تمام اتفاقات مشابه ربط می­دهند یا اینکه موضوعی را که به موضوعات دیگر که هیچ ارتباطی به هم ندارند، ربط می­دهند. این افراد هر اتفاق منفی و تلخی را به عنوان نوعی شکست بی پایان می­بینند و فکر می­کنند همه چیز بد و منفی است و همیشه پر تنش و عصبانی به نظر می­رسند. مانند چون تا الان نتوانستم قند خونم را کنترل کنم بنابراین دیگر هیچ وقت نمی توانم قند خونم را کنترل کنم.

  5- فیلتر ذهنی یا منفی بافی:  این افراد در زندگی بیشتر به اتفاقات و خاطرات تلخ و مشکلات توجه می­کنند و خاطرات خوب را در نظر نمی­گیرند و یا وقتی کسی با آنها صحبت می­کند فقط به انتقادها توجه می­کنند و به تعریف­های او دقت نمی­کنند اصطلاحاً نیمه خالی لیوان را می­بینند بنابراین عصبانی می­شوند مانند: فرد پس از اینکه کلی از او تعریف شده و فقط یک انتقاد از او شده می­گوید: این همه از من تعریف کرد که بگوید من دیابت دارم چون هدفش اشکال گرفتن از من بود. یا اگر دوست شما با شما دیر تماس بگیرد و یا فراموش کند، شما با خود می­گویید: که چون دیابتی هستید برای او ارزشی ندارید و دوست داشتنی نیستید.

   6- ندیدن جنبه های مثبت:  این افراد جنبه های مثبت خود را مثل توانایی و مهارت هایی را که دارند را نادیده می­گیرند و فکر می­کنند که کارهای مثبتی که خود یا دیگران انجام داده­اند پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مانند: من دیابتی، هیچ توانایی ندارم و نمی توانم به تنهایی کارهایم را انجام دهم چون دیگران بهتر از من انجام می­دهند. 

  7- قضاوت عجولانه: علت عصبانیت این افراد این است که آنها بدون داشتن مدرک و شواهدی در مورد رفتار، گفتار و احساس دیگران نسبت به خودشان، سریع قضاوت می­کنند یا در مورد آینده پیشگویی منفی می­کنند که به دو صورت در افراد مختلف دیده می­شود:

  8- ذهن خوانی: این افراد بدون داشتن دلایل کافی در مورد رفتار و گفتار دیگران فکر می­کنند می­دانند که آنها به چه چیزی فکر می­کنند یا دلیل رفتار و گفتار آنها چه بود. در مورد خودش حدس می­زنند و فکر می­کنند دیگران درباره او نگرش منفی دارند یا بدون اینکه علت رفتار دیگران را بداند در مورد آنها قضاوت می­کنند مانند: فرد طرز نگاه دیگران را این گونه برداشت می­کند و با خود می­گوید: طرز نگاهش نشان می­دهد  چون من دیابت دارم از من خوشش نمی­آید. 

     -پیشگویی اشتباه آینده: این افراد آینده خود و دیگران را بصورت بد و منفی پیش بینی می­کنند و فکر می­کنند اینکه خطرات زیادی آنها را تهدید می­کند مانند: من درکنترل قند خونم موفق نمی­شوم.

   9- بزرگ  نمودن اتفاقات منفی و ضعف ها در مقابل  کوچک نمودن  اتفاقات مثبت وتوانایی ها: این افراد اشتباهات و شکستهای خود را بیش از حد بزرگ و از طرف دیگر اشتباهات دیگران را کوچک و بی­اهمیت می­دانند. این افراد موفقیت های خود را نیز ناچیز و بی­ارزش می­شمارند و موفقیت های دیگران را بیش از حد مهم  و بزرگ تلقی می­کنند، مانند اینکه زبان خارجی بلد نیستم خیلی بد است چون همه بلدند، تازه کنترل قند خون هم چیز مهمی نیست چون همه دیابتی ها قند خونشان کنترل است.

  10- استدلال احساسی: هیچ دلیل و مدرک صحیح و منطقی برای اثبات صحبتهای فرد در واقعیت وجود ندارد و فرد فکر می­کند احساساتی که دارد درست است و واقعیت دارد مانند: بطور مثال فرد احساس می­کند که چون دیابت دارد برای دیگران جذاب نیست پس حتما باید اینطور باشد. یا احساس می­کند که نمی­تواند قند خونش را کنترل کند.

  11- برچسب زدن : در زندگی فرد هر اتفاقی که می­افتد، فرد صفت منفی و بدی را به خود یا دیگران نسبت می­دهد، خصوصیاتی که درست نیستند و واقعیت ندارند بنابراین عصبانی و خشمگین می­شوند مانند:  فرد خود را یک دیابتی خنگ، زشت، بی عرضه، بی اراده، بی مسئولیت، تنبل، بی برنامه ، تزریقی و … می­داند.

  12- سرزنش کردن و تاسف خوردن: علت عصبانیت این افراد این است که آنها به جای اینکه در حال حاضر به کاری که از دستتان بر می­آید توجه کنند، به خود می­گویند که ای کاش درگذشته بیشتر و بهتر تلاش می­کردند مانند اگر تلاش می­کردی حتماً قند خونت کنترل می­شد، یا اگر اون کار را می­کردی الان قند خونت بالا نمی­رفت.

 13- انتقاد کردن از خود: این افراد خود را دلیل بروز اتفاقات منفی و شکست هایشان می­داند و بدون دلیل موجهی خود را مدام مورد انتقاد قرار می­دهد که این کار در فرد  موجب احساس گناه و خشم می­شود مانند: چرا اینطور رفتارکردی که قند خونت کنترل نیست؟

  14-به خود گرفتن:  این افراد هر موضوعی که اتفاق می­افتد را به خود نسبت می­دهند و خود را مسئول آن می­دانند و و سهم دیگران و سایر عوامل را در بروز آن مشکل را در نظر نمی­گیرد و فکر می­کنند اتفاقات تلخ و بد به آنها مربوط می­شود و در ارتباط با دیگران فکر می­کند منظور از رفتار یا حرف های دیگران تحقیر یا مسخره کردن آنها می­باشد مانند: دیگران درباره ورزش کردن تغذیه صحیح و تناسب اندام صحبت می­کنند فرد فکر می­کند منظور دیگران این است که وی یک دیابتی پرخور و چاق است.

 15- مقایسه های نادرست: این افراد ظاهر وباطن خود و زندگی­شان را فقط با ظاهر زندگی دیگران مقایسه می­کند و چون فکر می­کنند آنها از شما بهتر و موفق­ترند، عصبانی می­شوند مانند: او با اینکه دیابت دارد اما از من خیلی خوشبخت­تر است.

بنابراین اگر شما هم این افکار اشتباه را دارید بدانید که آنها باعث ایجاد نگرانی، ناامیدی، عصبانیت و… در شما شده و باعث اختلال در کنترل قند خون شما می­شود. حالا که این افکار جز نتیجه منفی چیز بیشتری برای شما ندارند، از امروز سعی کنید آنها را کنار بگذارید.

منبع: کتاب افکار و باورهای اشتباه در کنترل قند خون نوشته شده توسط دکتر محمد قهرمانی خرم و دکتر سیدحمید حسینی توان چاپ انتشارات بهار سبز

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *