انسانها بطور متوسط در طول روز 8000-6000 فکر میکنند. این افکار بصورت خود آیند به ذهن ما می آیند و اغلب آنها مزاحم و منفی هستند. اما اگر این افکار دوباره یا بیشتر به ذهن ما بیایند یا آنها را در ذهن خود مرور نموده یا اینکه ساده ترین موقعیتها و رویداد ها را بارها در ذهن خود تجزیه و تحلیل کنیم تا زمانی که تمام حس ما نسبت به آن از بین برود مغز ما دچار تفکر بیش از حد شده و استرس و اضطراب وجود ما را در بر میگیرد.
کسانی که فکر بیش از حد دارند:
1)مدام لحظات خجالت آور را در ذهن خودتان مرو میکنید. هنگام قرارگرفتن در موقعیت های مختلف اجتماعی.
مثلا: پارسال در ارائه کنفرانس درس علوم تپق زدم، خیلی خجالت کشیدم دیگه نتونستم ادامه اشو توضیح بدم.
2)زمان زیادی را صرف نگرانی در خصوص چیزهایی میکنید که کنترلی روی آنها ندارید. با روبرو شدن با اشخاص جدید، رفتن به مصاحبه کاری، جواب کنکور و… که کنترلی روی آنها نداریم.
دو هفته پیش میخواستم برم مهمونی، آرایشم مثل همیشه خوب نشد، همه بهم میگفتند چرا یه مدل دیگه ای شدی، و من چون خودم هم آرایشم رو دوست نداشتم هیچی ازون مهمونی نفهمیدم و همش ذهنم درگیر بود.
3) گفتگوهایی که با دیگران داشتهاید را در ذهن خود مرور میکنید و درباره اینکه چه چیزهایی باید میگفتید یا نمیگفتید فکر میکنید. احساس ناکافی بودن در هنگام صحبت با دیگران یا فکر اینکه دیگران بیشتر از من میدانند یا اینکه من به خوبی نتوانستم منظورم را برسانم. مثلا: توی عروسی دخترخالهام، خاله ام بهم گفت پس تو کی شوهر میکنی؟ دختر من زرنگتر از تو بود.
4) برای شما سخت است که بیخیال برخی چیزها شوید و مدام اشتباهات خود را مرور میکنید. یکبار در یک جمع نتوانستید به خوبی صحبت کنید و یا در آزمونی نمره خوبی بگیرید و تا ابد فکر میکنید که دیگر موفق نمیشوید.
مثلا: یکبار خورشت قیمه درست کردم ولی لپهاش خوب نپخته بود با اینکه من تمام تلاشمو کردم که این غذا خوب بشه. از اون به بعد دیگه دوست ندارم قیمه بپزم چون مورد انتقاد قرار میگیرم.
5) گاهی اوقات متوجه آنچه در اطراف شما میگذرد نمیشوید چرا که در حال فکر کردن به چیزهایی هستید که اتفاق افتادهاند یا در آینده ممکن است اتفاق بیافتد. از حضور در جمع دوستان لذت نمیبرید چون به فکر مهمونی هفته آینده هستید. مثلا: وسط درس خوندن یهو ذهنم پرید به مهمونی هفته بعد که لباس چه رنگی بپوشم.
6) زمان زیادی را صرف فکر کردن به این میکنید که چه معنای پنهانی ممکن است پشت حرفهایی که دیگران زده اند باشد. اگر در یک جمع کسی در مورد مضررات چاقی صحبت کند چون شما کمی چاق هستید فکر میکنید که منظور این فرد با شماست. مثلا: من در حال گرفتن رژیم چاقی هستم که اونروز دوستم توی جمع داشت از مضرات چاقی میگفت و از ورزش کردن صحبت میکرد و منم بخودم گرفتم.
فکر کردن بیش از حد ما را در چرخه درگیری ذهنی میاندازد که موجب میشود تا ما از خود ایرادجویی کنیم، ترس از نظر دیگران داشته باشیم، نگران و بیقرار باشیم و به جزئیات ریز اهمیت زیادی بدهیم. اگر همیشه بیش از حد فکر میکنید باید بدانید که هر فکری فکر بعدی را تولید میکند. پس به مشکلات و مسائل برای آن راه حلی پیدا کنید.کسانی که زیاد فکر می کنند بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روان پزشکی هستند پس به جای فکر کردن بیش از حد و پیشگیری از ابتلا به این نوع اختلال ها باید ان را بپذیرند و جهت اصلاح و کنترل ان به روانشناسی متخصص مراجعه کنند.
مهمترین عوارض تفکر بیش از حد عبارتند از:
ضعیف شدن حافظه
بیش از حد فکر کردن و تحلیل تجارب روزانه و تعاملات خود با دیگران سبب کاهش کارایی شما و ضعیف شدن حافظه و کاهش اعتماد به نفس شما خواهد شد و شما دچار خشم و افسردگی می شوید .
افسردگی
با بیش از اندازه فکرکردن روی اتفاقات منفی ممکن است مضطرب شوید. ادامه یافتن این اضطراب سبب میشود به افسردگی دچار گردید .
خستگی ذهنی و فیزیکی
اگر درباره یک مسئله بیش از حد فکر کنید، این کار شما سبب خستهشدن ذهنتان و کاهش کارایی ذهن شما شده و موجب ایجاد سردرد در شما میشود.
ترس از اقدام کردن
اگر درباره یک مسئله بیش از حد فکر کنید، از انجام دادن آن میترسید و دیگر دوست ندارید آن کار را انجام دهید و دائما در حال به تاخیر انداختن کارتان هستید و گاهی ممکن است آن کار را آنقدر به تاخیر اندازید تا از انجام آن پشیمان شوید.
از دست دادن اعتماد به نفس
در صورتی که بیش از اندازه بر روی اتفاقات منفی فکر کنید ، تمرکز روی این افکار سبب می شود اعتماد به نفس شما کم شود و نسبت به توانایی های خود شک کنید.
خوردن بیش از حد غذا
اگر بیش از حد فکر کنید، به جز عوارض روحی و روانی دچار چاقی نیز خواهید شد زیرا در چنین حالت هایی تمایل به خوردن غذا افزایش می یابد و شما نمی توانید بر زندگی خود کنترلی داشته باشید.
توصیه های مفید برای افرادی که دچار این بیماری هستند
- انجام ورزش و فعالیت های بدنی مانند پیاده روی در حدی که خستگی ایجاد نکند و بانشاط شوید.
چگونه جلوی فکر زیاد را بگیریم؟
- جلوی افکار خودآیند و مزاحم خود را نگیرید و اجازه دهید که این افکار وارد ذهنتان شود.
- بجای اینکه از صبح تا شب به افکار خودآیند منفی تان مرتب فکر کنید آنها را در گوشی همراه یا دفترچه یادداشت خود بنویسید و فکرکردن به آنها را به ساعت10 شب قبل از خواب موکول کنید.
- یادتان باشد که همانطور که از نام این افکار پیداست این افکار خودآیند و مزاحم هستند بنابراین اگر دوباره این افکار به ذهن شما آمد میتوانید از روش توقف فکر استفاده کنید بطوریکه به خود بگویید” بَسه دیگه” نوشتمِت و ساعت 10 شب بهت فکر میکنم”.
- ساعت 10 شب که شد فکرهایی را که یادداشت کرده اید را به ترتیب اهمیت با روش زیر تحلیل کنید.
الف) از خود بپرسید که آیا فکری که مدام به ذهن من میآید و حالم را بد میکند درست است؟ چه شواهدی مبنی بر درست بودن آن وجود دارد؟
ب) آیا این طرز فکر حالم را خوب میکند یابد؟
ج) اگر کسی دیگر در این موقعیت جای من بود چه میکرد؟
د) حالا که این فکر به ذهنم رسیده چکاری میتوانم انجام دهم؟
- افکار منفی و مزاحم خود را با افکار مثبت و سازنده جایگزین کنید
- سعی کنید این تمرینات را به مدت چند هفته مدام انجام دهید تا به تدریج آثار آن را در کنترل افکار مزاحم ببنید.
دیدید که فکر و خیال بیش از حد، تا چه مقدار میتواند برای ما مضر و مشکل ساز باشد. پس برای جلوگیری از این مشکلات که باعث خستگی و افسردگی، اختلال در خوردن و خوابیدن، ضعیف شدن حافظه، عدم اعتماد بنفس میشود این مقاله میتوانید برای شما بسیار مفید باشد.


































