این مجموعه مشکلات و نیازهای رایج در حوزه ­ی روانشناسی را به زبانی ساده و خلاصه به همراه نکات کاربردی برای کلیه مردم عزیز کشورمان تالیف شده است.

این مجموعه برای شناخت و اصلاح افکار منفی و مزاحم در موضوع های مختلفی مثل بیماری ها، کاهش وزن، ترس از یادگیری زبان خارجی، تربیت فرزند، خود کشی، مسایل جنسی و… تالیف گردیده است.

این مجموعه شامل کتاب هایی است که راهنمای آموزش بیماری دیابت به آموزشگران دیابتی، آموزش مدیریت دیابت با ورزش به بیماران دیابتی و راهنمای روان درمانی به صورت جلسه به جلسه برای دانشجویان و دانش آموختگان رشته های روانشناسی و روان­پزشکی است.

چرا لازم است استرس خود را کنترل و مدیریت کنیم؟

 همانطور که می دانید استرس می­تواند ما را از خطرات تهدید­کننده آگاه کند و ما را در برابر آن­ها محفوظ نگه دارد اما اگر بیش از حد تحمل ما باشد، خطراتی برای ما  در پی خواهد داشت. استرس به شرطی خوب است که سازنده باشد و ما بتوانیم با آن کنار بیایم در غیر این صورت به ما آسیب می­زند و آرامش ما به خطر می­افتد. برای اینکه بتوانیم با آرامش به امور زندگی بپردازیم و از بیماریهای احتمالی که با وجود استرس گریبان گیر ما می­شود دوری کنیم نیازمند کنترل و مدیریت استرس هستیم.

استرس و اضطراب با بدن ما چه می کنه؟

استرس می­تونه بیماری و رفتارهای مخرب درما ایجاد بکنه. برخی از مشکلاتی را که با وجود استرس برای ما پیش می­آید رو باهم بررسی می­کنیم :

  • احساس فشار و تنش دائمی: براتون پیش اومده که درمحل کار، خونه، مهمونی، جمع دوستان و یا حتی عروسی و…. آرامش نداشته باشید یا نتونید از محیط و وجود آدمها لذت ببرید؟
  • احساس نگرانی، ترس، بی­قراری، اضطراب و درماندگی: شده خودتونو فردی بی ارزش بدونید(اعتماد به نفس) یا برای اتفاق پیش نیومده دچار نگرانی بشید یا بی هیچ دلیل تو دلتون ترس باشه؟
  • افزایش خشم و عصبانیت: شب مهمون دارم نه میوه خریدم و نه هنوز خونه رو جارو زدم چون کارام زیاده دچار استرس شدم و پرخاشگری می­کنم.
  • افزایش تحریک­ پذیری: امروز روز ارائه پروژم هست که حتی کارای دستیم تو مترو هم رو مخمه.
  • بی­ حوصلگی، زودرنجی و احساس ناتوانی: دوست، مادرشوهر، همسر یا حتی مامانم چیزی بهم بگن دچار رنجشم میشن در صورتی که اگر در حالت عادی باشم اصلا ناراحت نمیشم.
  • احساس گناه، سرخوردگی و ناکامی: چون دفعه قبلی نتونستم به خوبی جواب سوال معلمم رو بدم اگر اینبار هم منو صدا کنه مثل دفعه قبل شکست می­خورم.
  • بی ­اعتنا بودن و نداشتن شور و شوق: خرید رفتن از بهترین پاساژها میتونه خیلی برام لذت بخش باشه در صورتی که دچار استرس و دلشوره نباشم.
  • تغییر در خلق و خو (افسردگی): مثلا صبح یک روز که از خواب بیدار می­شم خیلی کسل و بی­حوصله هستم و حتی حال بلند شدن از رختخواب رو ندارم اما ممکنه به مرور که به عصر نزدیک می­شم حالت یکم بهتر بشه.
  • اختلال و آشفتگی در ذهن و حافظه، مشکل در تمرکز و تفکر، افزایش حواس­پرتی و فراموشی: به مدیرم قول داده بودم که فلان کار رو حتما فردا بصورت کامل و به موقع و به همراه کارهای دیگم انجام بدم. ممکنه کار رو انجام بدم اما با وجود استرس بعیده که تمرکز کنم و بصورت کامل تحویل بدم.
  • اختلال در قضاوت که باعث بدگمانی و تردید (مشکل در تصمیم­گیری) می­شود: دوستم درمورد عوارض چاقی صحبت مکنه و من که کمی چاق هستم و استرس چاقی دارم به خودم می­گیرم.
  • عدم احساس لذت و رضایت از تجارب خوشایند: مثلا در جمع دوستان صمیمی هستم و بعد از چندسال همدیگر رو ملاقات کردیم و همه احساس خوشایندی دارند اما من اصلا خوشحال نیستم.
  • کاهش ابتکار و خلاقیت: وقتی دچار استرس میشم اصلا نمیتونم مثل سابق خلاق باشم.
  • وجود باورهای غیرمنطقی و تفکر اشتباه مانند فاجعه­ سازی و نگرانی بیش از حد: مثلا زمانی که نمره قبولی در امتحان رو نگرفتم استرس گرفتم پس من رفوزه میشم، کنکور هم قبول نمیشم و دانشگاه هم نمیرم پس نمیتونم سرکار برم و آخرش حتما بدبخت میشم.
  • توجه به گذشته و آینده، به جای تمرکز بر زمان حال: چونکه من بخاطر وجود استرس چندسال پشت کنکور موندم پس در آینده هم آدم موفقی نمیشم.
  • هجوم افکار منفی که منجر به ناامیدی و بدبینی می­شود: شوهرم دیشب دیر به خونه آمد، قبلا هم چندباری دیر اومده،این دیر اومدن هاش منو مضطرب کرده، احتمالا دیگه منو دوست نداره، من دیگه به این زندگی امیدی ندارم، نکنه داره بهم خیانت می­کنه؟
  • خشکی و عدم انعطاف­ پذیری در شیوه­ ی اندیشیدن: خانوادم همش بهم میگن که چرا تو در جمع فامیل صحبت نمی­کنی و با همه گرم نمی­گیری، تو بازی دسته جمعی شرکت نمی­کنی، من اگر اینکارها رو انجام بدم دچار استرس می­شم، دستم عرق می­­کنه، لکنت زبان می­گیرم. خانوادم این مسائل رو ساده می­گیرند نمی­دونند آدم نمی­تونه به این راحتیا تغییر بکنه.
  • کاهش اعتماد به نفس: تو خونه ما تنش زیاده و منو دچار استرس میکنه این استرس باعث میشه که در جامعه نتونم به خوبی حقم رو بگیرم.
  • اختلال در خوردن (پرخوری یا بی­ اشتهایی): روزهایی که استرس دارم اینقدر غذا می­خورم که حالت تهوع می­گیرم.
  • بلعیدن غذا (قورت دادن لقمه پس از یک یا دو بار جویدن): وقتی استرس دارم خیلی تند تند غذا می­خورم.
  • اشکال در خوابیدن، پرخوابی یا کم خوابی، خواب­های بد و کابوس شبانه: طبیعیه زمانی که دچار استرس می­شم هم شب بد میخوابم و اگر خوابم ببره کابوس می­بینم.
  • کشیدن، کندن و جویدن مو: دیشب داشتم در شبکه­های اجتماعی فیلمی خشونت بار می­دیدم که پدری داشت بچش رو کتک می­زد منم ناخودآگاه به خودم اومدم دیدم دارم موهامو می­کنم.
  • ناخن جویدن و کندن پوست اطراف ناخن و دست: وقتهایی که مامان بابام باهم دعوا میکنن منم تو اتاقم استرس می­گیرم و از شدت استرس ناخن می­جوم.
  • با خود حرف زدن: وقتی خیلی فکرم مشغوله و استرس دارم با خودم حرف می­زنم.
  • لکنت زبان: وقتی سرکلاس ارائه دارم از استرس زیاد دچار تته پته می­شم.
  • افزایش خشونت، فحاشی، پرخاشگری و کینه ­ورزی: وقتی استرس می­گیرم چون نمی­تونم حرفمو بزنم عصبانی می­شم( کتاب خشم) و ممکنه فحش بدم.
  • بغض کردن، گریه و زاری: وقتی تحت فشار هستم از شدت استرس و اضطراب بغض می­کنم.
  • رفتار همراه با نگرانی و دستپاچگی: روزهایی که کارهام بهم می­پیچه و زیاده من دچار نگرانی می­شم و به درستی نمی­تونم برنامه ریزی کنم.
  • کمرویی و گوشه­ گیری: بچه هایی که در خانواده های پرتنش رشد می­کنند دچار استرس شدید هستن و گوشه گیر می­شن.
  • دوری کردن از وظایف خود که سبب آشفتگی و بی­نظمی در روابط خانوادگی، جنسی و کاری می­شود: اگر من مرتب ورزش نکنم و یا برای کارهام برنامه نداشته باشم دچار استرس می­شم و این استرس باعث بهم ریختگی ذهنی و روانی من می­شه.
  • انزوا و دوری از دوستان و خانواده: وقتی که مضطرب هستم نمی­تونم توی جمع باشم ترجیح میدم در جای خلوت با خودم تنها باشم.
  • شکایت و انتقاد از دیگران و سرزنش کردن خود: من از اون دسته آدمهایی هستم که وقتی عصبی می­شم هی غر می­زنم و به دیگران گیر میدم.
  • کاهش عملکرد فرد در زمینه­های تحصیلی و شغلی به دلیل انجام ندادن وظایفی که به عهده ­ی او گذاشته می­شود: وقتی که سرکار مدیرم ازم ایراد می­گیره حتی اگر به حق هم باشه من گند می­زنم به کارهام.
  • کشیدن سیگار، مصرف مواد مخدر، الکل، داروهای آرام­بخش و…: احساس می­کنم در زمانهای استرسی سیگار برام مسکنه.
  • دوری کردن از ارتباط با دیگران: روزهایی که بر اثر فشار دچار استرس می­شم حال و حوصله هیچکس رو ندارم.
  • تقلید و پیروی بیش از حد از دیگران: وقتی دچار استرس اجتماعی می­شم یکی از نشانه­هاش اینه که از دیگران تقلید می­کنم.
  • زود عصبانی شدن و پرخاشگری: (کتاب خشم)
  • برای کودکان: شب ادراری، بازی کردن با موی سر، مکیدن انگشتان و…: وقتی مامانم بهم دیکته میگه و من اشتباه می­نویسم سرم فریاد میزنه و من دچار استرس میشم و ممکنه شب جامو خیس کنم.

دیدید که خطرات ناشی از وجود استرس چه پیامدهایی بر روان و جسم ما دارد و ممکن است آسیب­های بسیار جدی به ما بزند. سعی ما کمک به شما برای در امان ماندن از استرس و عواقب بعد از آن می­باشد. تا برای فرار از استرس به سراغ مواد مخدر و سیگار و… نروید و بتوانید رابطه اجتماعی بهتری با بقیه داشته باشید و عملکرد بهتری در زمینه­های تحصیلی و شغلی داشته باشید و بتوانید از هجوم افکار منفی که منجر به ناامیدی و بدبینی می شود دوری کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم و شیوه بهتر انتقاد کردن از دیگران را بیاموزیم.

منبع کتاب: من استرس دارم اما آنرا کنترل می­ کنم از سری کتاب­ های خودیاری نوشته دکتر محمد قهرمانی­ خرم و مریم باباخانی از انتشارات بهار­سبز می ­باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *